مؤلف مجهول

28

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى )

قرار گرفت و سليمان سلطان چرخچى شد . بعد از قرار صفوف ، سليمان سلطان به ميدان آمده مرد طلبيد - پس سلطان حيدر نيزه را در ربوده متوجه ميدان شده ، سليمان سلطان را به يك نيزه از پشت مركب بر خاك مذلت انداخت و مراجعت نموده داخل صف خود گرديد . مريدان گفتند كه اى شهريار سبب در نكشتن اين مرد چه بود ؟ فرمود كه قاتل من اين مرد خواهد بود . و سليمان از روى خاك خجل شده برخاسته به صف خود داخل گرديد . تركمان گفتند كه سلطان حيدر به تو رحم كرد ، اگر مىخواست تو را به قتل مىآورد . آن نامرد شرم ناكرده هفت هزار كس برداشته از عقب سپاه در آمد . ابو المعصوم خان نيز از يك طرف و آن دو درياى لشكر ريختند بر يكديگر ؛ جنگ مغلوبه شده و آن دو لشكر خونخوار ، روى به آن شهريار نهاده و آن حضرت نيز در ميان روباه طبعان افتاده قريب سيصد كس را به قتل رسانيده به جهنم فرستاد كه ناگاه از عقب سرش سليمان سلطان در آمده نيزه‌اى بر پهلوى آن حضرت زده و جماعت طبرسران او را در ميان گرفته آن سرور را از اسب انداخته به قتل رسانيدند « 1 » . اين خبر چون به مريدان رسيد ؛ ريختند در ميدان و سيصد و چهارصد كس را كشته نعش آن شهريار را از ميدان بدر آوردند و راه اردبيل را پيش گرفته روانه شدند . اما چون سلطان حيدر به جنگ مىآمد ، فرزند بزرگ خود را كه سلطان على ميرزا نام داشت وصى و وليعهد خود گردانيده سر در گوش او گذاشته آن پندها را در گوش او گفت . اما چون خبر قتل به آن شهريار رسيد ؛ تعزيه داشته صوفيان را به خدمت باز داشت و مردم نيز روى به او آوردند .

--> ( 1 ) - سلطان حيدر در بيستم رجب سال 893 به قتل رسيده است . ( تاريخ ادبيات برون . ج 4 ص 54 ) .